| خلاصه: سفرنامة چين
سفر به جمهری خلق چین در بهار 1354 به دعوت دانشگاه پکن صورت گرفتو من و همسرم طيّ يك ماه توانستيم از هفت شهر اين كشور بزرگ ديدن كنيم. چين، چه به علّت رابطة ديرينهاي كه با ايران داشته است و چه به علّت وزنهاي كه در جهان امروز داشت ، براي ما كنجكاوي برانگيز بود. زماني كه ما به آنجا رفتيم، هنوز «انقلاب فرهنگي» در آن جريان داشت، ولي رو به نشيب نهاده بود. يك سال بعد، پس از مرگ مائو، ورق ديگري در زندگي اين كشور گشوده گشت. انتشار کتاب (کارنامه سفر چین)چند سال به تاخیر افتاد ،تا آنکه آنرا در سال 1363 به نشر سپردم.گزارش مشاهداتم بود از هفت شهر و گفت و شنود با تعدادي از فرهنگيان و كارگزاران چين و استشمامها و استنباط هائي كه از اين سفر ميتوانستم داشته باشم. «انقلاب فرهنگي» چين يك تجربة خارق العاده در تاريخ جهان بوده است، كه ما توانستيم ناظر گوشهاي از آن باشيم. از سوي ديگر، همة علامتها نشان ميداد كه نميتواند قابل دوام باشد. اين موضوع را با چند تن از استادان دانشگاه پكندرميان نهادم كه شرحش در فصل «بادانايان چين» آمده است. در دو فصل ديگر نيز: «چين به كجا ميرود؟» و «انسان نو چين» جسته و گريخته به تغييري كه در كار حادث شدن بود، اشاره كردهام. در فصل «انسان نو» كتاب آمده است: - «در مشاهدات يك ماهة خود در چين كوشيدهام كه با بيطرفي تمام، تا آنجا كه بتوان بيطرف بود - و انسان در معرض خُسر است - آنچه را كه استنباط كردهام بر قلم آورم.» - «اين كتاب نه گزارش است و نه راهنما. اهتمامم بر آن بوده است كه تا آنجا كه بتوانم طعم و رنگ و بوي كشور چين را به خواننده انتقال دهم.» فصل با «دانايان چين» شامل گفت و شنودي است كه با چند تن از استادان و انديشمندان رسمي چين داشتم، و اين، حدود دو سالي پيش از ختم انقلاب فرهنگي بود. آنها دفاع از برنامههاي انقلاب فرهنگي داشتند و من نسبت به كاميابي آن ابراز ترديد كردم، زيرا آن را ناهماهنگ با سرشت انسان ميدانستم.» در راهي كه چين در پيش گرفته بود، سه موضوع اصلي در ابهام بود و اين را با آنان در ميان گذاردم: فرنگي زدگي ، صنعت زدگي و رفاه زدگي . جواب آنها طبيعتاً اين بود كه چنين چيزهائي پيش نخواهد آمد، كه هر سه پيش آمد و خبرش اكنون ميرسد. اين موضوع را هم به ميان آورديم كه هدف نهائي چيست؟ آيا نه آن است كه خوشبختي است؟ جامعة «بي مسئله» كه انقلاب فرهنگي چين ميخواست به جانب آن پيش برود، اين سؤال را پيش ميآورد كه آخرچه؟ منظورم اين بود كه تا يك هدف بزرگ در برابر بشر نباشد، زندگي براي او دلگشا نميشود؛ و آن بر اثر ايجاد موازنه در ميان ارضاء نيازهاي مادّي و معنوي هر دو به دست ميآيد. در چاپ جدید کتاب ،گزارش سفر دوم چین افوده گردید.این سفر در شهریور1372 یعنی 18 سال بعد از سفر اول باز به دعوت دانشگاه پكن انجام گرفت. اين بار گذشته از پكن و شانگهاي از ايالت «سين كيانگ» (تركستان چين) نيز ديدار كردم. يك دگرگوني بزرگ در اين كشور حادث شده بود. چين باز شده بود، و پس از چند سال جدائي، ازنو به تاريخ خود و به دنياي «هميشه متغيّر و هميشه همان» باز ميگشت. آن حالت محجوب سرد در فرودگاه كه تك و توك هواپيما مانند مرغ كز كرده در آن نشسته بود، جاي خود را به برو و بيا داده بود. افسر جواني كه در محفظة شيشهاي جاي گرفته و گذرنامه را بررسي ميكرد، اونيفورم نو زرق و برق داري در برداشت، و تنها اثري كه از كمونيستي در او ديده ميشد، حالت نگاه نگران و شكّاك او بود. ساختمانهاي بلند به تعداد زياد، ميني ژوپ دختران، برو بياي اتومبيل از هرسو؛ شهري كه تا همين چند سال پيش عسرت پسند و سربه زير مينمود، اين زمان به شادماني پسند، زندگي دوست و گشاده رو تبديل شده بود. كودكاني كه ما در سفر پيش ميديديم كه سرود انقلابي ميخواندند و ميخواستند «سرباز كوچولو سرخ» بشوند، اين زمان چنين مينمود كه نوار موسيقي امريكائي و بزم شبانه با همسالان، و پول بيشتر در جيب را بر بحث سياسي و «گردهمائي حزبي» ترجيح بدهند. دل چو پرگار به هر سو دوراني ميكرد وندر آن دايره سرگشتة پابرجا بود «حافظ» (آخرين چاپ با افزودگي، شركت انتشار ) آنچه در اين كتاب آمده است سفر نخست بهار 1354 سرآغاز بر زمين كشور آسماني پكن كه آن را خانبالغ ميگفتند رو به جنوب تانكنيگ شانگهاي بازگشت به پكن به سوي ماچين واپسين روزهاي سفر بار دگر بازگشت به پكن چين به كجا ميرود؟ - آموزش و تربيت - اقتصاد فكر و فرهنگ
سفر دوم بهار1382 سرآغاز بازيافت پكن بار ديگر شانگهاي سين كيانگ، تركستان چين پرواز به ارومچي تورفان جدول سلسلههاي چين داستان و سرگذشت
|