عنوان:
فرهنگ و شبه فرهنگ
خلاصه:
مجموعة چند مقاله است دربارة چگونگي فرهنگ كه نخست در چند نشريّه طبع شده بود و بعد به صورت كتاب درآمد. آن را چون زبان حال خوانندگان خود ميدانستم، به آنان اهداء كردم. در پيشانيش نوشته شده است:
«به دوستان ناديدهام در سراسر ايران»
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاك
بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود «حافظ»
در سرآغاز كتاب آمده است:
- «در وضعي كه ما هستيم، و دوران تحوّلي را كه خواه ناخواه، و به همراه دنيا در پس گردونة تاريخ ميپيمائيم، سكوت دربارة فرهنگ، سرباز زدن از وظيفة انساني است. اگر بحراني در دنياي امروز باشد، بيش از بحران اقتصاد و پول و نفت و نيرو، بحران فرهنگ است. نفتها چراغها را روشن ميدارند، ولي چه فايده وقتي چشمها را تاري بگيرد؟ يا چه فايده كه همة كارخانهها خوب كار بكنند، مگر كارخانة وجود انسان؟»
- «دربارة فرهنگ نسبتاً حرف زياد زده ميشود، ولي حرف داريم تا حرف: بعضي حرفها براي آن است كه فقط حرف باشد، بعضي براي آنكه نبود عمل را بپوشاند، و بعضي دلسوزيها نيز يادآور اين داستان مثنوي ميشود كه كودكي در بغل سياهي بود و گريه ميكرد، سياه براي آرام كردنش او را نوازش ميكرد، و او هر چه بيشتر نوازش ميكرد، كودك بيشتر گريه ميكرد، غافل از آنكه بچّه از خود او ميترسيد.» (آذر 1354)
در مقالة نخست اين سؤال، كه بر زبان كساني بود، مطرح شده است:
- «چه خواهد شد اگر نسل جوان كنونيايران از فرهنگ گذشتة خود بي اطّلاع بماند؛ واقعاً چه چيز از او كم خواهد شد، كه اين فرهنگ را نياموزد؟»
پس از توضيحي در پاسخ اين سؤال، مقاله به اين نتيجه ميرسد:
- «جامعهاي كه به فرهنگ ملّي خود پشت پا بزند، دليل بر آن است كه لزوم فرهنگ را بطور كلّي نفي كرده است، آن را چيز بي ثمري انگاشته، و در چنين حالي البتّه به تحصيل فرهنگ بيگانه نيز توفيق نخواهد يافت. طبع چنين جامعهاي تنها راغب خواهد شد به اقتباس آنچه سطحي و ارزان و مبتذل است. بدينگونه بنجلهاي فكر ديگران را خواهد گرفت، و چون از فرهنگ خود به سبب آنكه كهنه و امّلي و مرتجعانهاش ميشناسد، دست كشيده است، خواه ناخواه پس از مدّتي ميشود قومي ورشكسته از لحاظ فرهنگ» ( مرداد 1349)
و سرآغاز كتاب با اين عبارت پايان مييابد:
- «آنچه در اين رساله آمده اميدوارم كه سوء تفاهم براي كسي ايجاد نكند؛ نه خداي نكرده اسائة ادب به تراكتور است و نه مدح گاوآهن. تنها يادآوري و درخواستي است كه كساني هم در خانه هستند، ولو ميخواهيم بهشت بسازيم، كمي آرامتر، لزومي ندارد كه سقف بر سر آنها فرود آيد.» (آذر 1354)
(چاپ نخست، انتشارات توسچاپ سوم، انتشارات يزدان)
پيشگفتارها
نظرهاي مختلف راجع به فرهنگ
بودن يا نبودن فرهنگ؟
- فرهنگ به معناي خاصّ
- فرهنگ به معناي عام
زبان، فكر و پيشرفت
رابطة زبان با فرهنگ و چگونگي زندگي
بر زمين لرزان فرهنگ
يادداشتهاي ديگر:
-- فرهنگ در گذشته
-- ميراث فرهنگي
-- فرق ميان فرهنگ و تمدّن
-- فرهنگ ارزان وجود ندارد
-- فرهنگ و پول
-- جوّ فرهنگي
-- فرهنگ و شبه فرهنگ
-- بحران اجتماعي و فرهنگ
الوهيّت ابزارها
تمامی حقوق این سایت متعلق به دکتر محمد علی اسلامی ندوشن میباشد.
طراحی و برنامه نویسی:
محمد ریاضی
،
مهدی ولیخانی