عنوان:صفير سيمرغ‌
خلاصه:يادداشت‌هاي‌ سفر به‌ چند كشور

«صفيرسيمرغ‌» گزارشگونه‌اي‌ است‌ از سفر به‌ چند كشور، يا ديدار از چند شهر ايران‌.
در آغاز كتاب‌ پيشكش‌ نامه‌اي‌ جاي‌ دارد، به‌ اين‌ صورت‌:
به‌ ايران‌، با كويرها و كوهسارها و خرابه‌ هايش‌.
جهان‌ بگشتم‌ و آفاق‌ سربسر ديدم‌ به‌ جان‌ تو اگر از تو عزيزتر ديدم‌
و در ديباچة‌ كتاب‌ آمده‌ است‌:
«هر سفر دل‌ بستني‌ است‌ ودل‌ كندني‌، كه‌ يكي‌ از پي‌ ديگري‌ مي‌آيد و همين‌ تسلسل‌ و تداوم‌ دل‌ بستن‌ها و دل‌ كندن‌هاست‌ كه‌ شورانگيزي‌ سفر را موجب‌ مي‌گردد.»
- «سفر رفت‌ و بازگشت‌ است‌؛ نه‌ تنها سيْر در مكان‌، بلكه‌ در زمان‌ نيز، اماّ سيْر اصلي‌ در خود است‌؛ به‌ هركجا برويم‌ از خود نمي‌توان‌ جدا شد. سيْر بيروني‌ سيْر درون‌ را برمي‌ انگيزد، و اين‌ سيْر رها شدن‌ در خود است‌، غوطه‌ زدن‌ در خود، كشف‌ اقليم‌ها و افق‌هاي‌ ناشناختة‌ درون‌.»
- «از فروع‌ كه‌ بگذريم‌، آدميزاد در هر نقطة‌ دنيا كه‌ باشد مسائل‌ محدود و خاصّ دارد: جدائي‌ومهر، تنهائي‌واُنس‌، دوستي‌ و دشمني‌، زشتي‌ و زيبائي‌، جواني‌ و پيري‌ و بيماري‌؛ غم‌ نان‌، آرزوي‌ دراز وعمرِكوتاه‌، و آنگاه‌ مرگ‌ كه‌ پايان‌ پايان‌هاست‌، و از همه‌ عظيم‌تر است‌ و بر هر عزيمتي‌ نقطة‌ انتها مي‌نهد، و اگر زندگي‌ بزرگ‌ است‌، براي‌ آن‌ است‌ كه‌ مرگ‌ به‌ دنبال‌ آن‌ است‌، و بدون‌ دريافت‌ اين‌ يك‌، ديگري‌ را نمي‌توان‌ دريافت‌، و باز لطف‌ سفر در آن‌ است‌ كه‌ در آن‌ حديث‌ زندگي‌ومرگ‌ را از زبانهاي‌ گوناگون‌ مي‌توان‌ شنيد.»
از انواع‌ حرص‌ هائي‌ كه‌ در نهاد آدمي‌ نهاده‌ شده‌، گويا ازهمه‌ شريف‌تر حرص‌آموختن‌ است‌، عطش‌ كشف‌، كه‌ از جستجو در كتابخانه‌ها و آزمايشگاه‌ها آغاز مي‌شود، تا برسد به‌ خطر كردن‌ در تسخير قلّه‌ها و سفر به‌ ستارگان‌، و گويا هيج‌ تلذّدي‌ هم‌ از آن‌ برتر و پايدارتر نباشد.
گرچه‌ فراوان‌ پيش‌ نمي‌آيد كه‌ اشتياق‌ با توفيق‌ همراه‌ شود، در دوراني‌ از زندگي‌ چنين‌ شد، و توانستم‌ به‌ بيش‌ از چهل‌ كشور سفر كنم‌، در چهار قارّه‌،و به‌ بعضي‌ از آنها چند بار... ياد داشت‌هاي‌ سفر در بارة‌ نزديك‌ به‌ تمام‌ اين‌ كشورها آماده‌ است‌ كه‌ تا كنون‌ مجال‌ نوشتنش‌ به‌ دست‌ نيامده‌. روزي‌ بيايد يا نيايد، نمي‌توانم‌ گفت‌، زيرا « كه‌ در كمين‌ گه‌ عمر است‌ مكر عالم‌ پير»
- «نام‌ اين‌ مجموعه‌ را «صفير سيمرغ‌» نهادم‌ و اين‌ نام‌ را به‌ تبرّك‌ از عارف‌ شهيد، «شهاب‌ الدّين‌ سهروردي‌» به‌ وام‌ گرفتم‌. سيمرغ‌، مرغ‌ ايران‌ كهن‌ است‌، بسالخوردگي‌ افسانه‌ها، مرغ‌ حاكم‌ بر دريا و زمين‌ و فضا، چاره‌ گر و همه‌ چيز دان‌. رمز تلاش‌ و جستجوي‌ بشر. آفريده‌اي‌ كه‌ همه‌ جا هست‌ و هيچ‌ جا نيست‌. جز نامي‌ از او نيست‌، و با اين‌ حال‌ از هر موجودي‌ موجودتر است‌ و هدف‌ زندگي‌ را در همان‌ تلاش‌ و جستن‌ خلاصه‌ مي‌كند، و اين‌ همان‌ سرمشقي‌ است‌ كه‌ مرغ‌هاي‌ عطاّر در منطق‌الطّير داده‌اند:
پرگشودن‌ و روبه‌ راه‌ نهادن‌، در جمع‌ بودن‌ و از خود جدا نبودن‌...
در چاپ‌ جديد كتاب‌ چند كشور: هند و ژاپن‌ و يونان‌ و مصر و سريلانكا اضافه‌ شده‌اند .
(آخرین چاپ ششم،انتشارات یزدان،1381)
آنچه‌ در اين‌ كتاب‌ آمده‌ است‌

سفر، ماجراي‌ دل‌ بستن‌ و دل‌ كندن‌
- افغانستان‌ ، در جستجوي‌ زمان‌هاي‌ گمشده‌
كابل‌، باميان‌ ، غزنين‌، بلخ‌، مزارشريف‌، هرات‌
- دانمارك‌
بهشت‌ يا زندان‌؟
- تركيّه‌
برخوردگاه‌ شرق‌ و غرب‌
قونيه‌ و رقص‌ صوفيان‌
بورسا
استانبول‌
- پاريس‌
- نيشابور و خيّام‌
- بار ديگر نيشابور
بهار در اصفهان‌
گلبانگ‌ مسلماني‌ در لندن‌
ايتاليا و ميكل‌ آنجلو
فلورانس‌ ، تنديس‌ و نقش‌ها
ونيز ، شهر آب‌ها و آينه‌ها
بلغارستان‌، سفيدي‌ شير و سرخي‌ جام‌: صوفيه‌، پلووديو، وارنا
افزودگي‌
مصر
يونان‌
هند
ژاپن‌
سريلانكا

کتاب ها فصلنامه هستی دست نوشته ها اشعار گفتمان همایش در نگاه یاران سفرهای خارجی